زل زدم به یه جا که تو عالم خودم نمی دونم کجاست. فقط دارم به این فکر می کنم که امشبو چیکار کنم؟!(خیل عظیم میهمانان رو می گم)

یهو می بینم یه صدایی میاد"اهم...اهه اهم". از عالم تفکراتم(!) میام بیرون می بینم زل زدم به آقاهه! اونم داره با یه نگاه عاقل اندر سفیه بهم می فهمونه که روتو کم کن. و من جوابی نداشتم جز: [نیشخند]

فک کردنم به ما نمیاد!